تبليغاتX
<>زنــــگ بـــــــعـــــد
زنــــگ بـــــــعـــــد
یادمان باشد دنیا زنگ آخر نیست "زنگ بعد " حساب داریم ... 
قالب وبلاگ

باز محرم آمد . دوباره  کسی رخت عزا بر قامت کوچه های  شهر پوشانده است . باز هم نوای مرثیه و ناله از هر گوشه  و کناری به گوش می رسد .

با زهم  اشک مهمان چشمان ماست و ما می گرییم . چرا ؟  کاش سدی بر گریه های خود می ساختیم !  

سالهاست با  صدای طبل و سنج   خو گرفته ایم  .  دوباره "یا حسین مظلوم"  نغمه  دقایق محرم ما می شود .

لعن مردمی که آب بر حسین(ع) بستند همدم جرعه های عطشناک ما می شود .

کاش یک بار پشت سد یا حسین گرفتار  می شدیم . کمی تأمل می کردیم و  شاید شکر گزار می شدیم  که  بیش از 1400 سال از کربلا  دور مانده ایم !

شاید آرام بساط حسرت دیرینه هم عصری با حسین (ع)را  جمع کنیم  و شاید هم دیگر بر آنان که در سیاهی شب  از حسین(ع) دور شدند تا فریاد "هل من ناصر ینصرنی " اش را نشنوند طعنه نزنیم و دیگر نگوییم که کاش ما در کربلا   می بودیم !

آن روز  که فاصله سعادت و شقاوت  را می شد " هی" کرد بسیاری جا ماندند  چگونه است که تصور می کنیم ما میتوانیم آن را طی کنیم .

 ای کاش در سایه علم علمدار کربلا  می دیدیم که شب زنده دارانی آمدند و خاک کربلا را  به کف گرفتند ولی  حتی به قدر مشتی خاک برنداشتند و از کنار خیمه حسین(ع) راه عافیت بر گزیدند .

 آری ، عاشورا  مصیبت نیست بلکه  عبرتی مصیبت بار است . 

اما امروز ما داغدار مصیبتیم و نه وامدار عبرت !

عبرت از مجاهدانی که کوله بار سالها  زهد و پارسایی و جهد را در کربلا جا گذاشته و منزل دیگر برگزیدند و عبرت  از مردان و زنانی  که  غیرت و همت مردانه شان مصیبت و داغ ناله های ماست . 

کاش می شد با  سیل اشکهای خود راه  خیمه حسین(ع) را  بیابیم و در یابیم که تا  سپیده دم  عاشورا ی 61  هجری کاروان حسینی چه  گسست و پیوستی  از فدک تا کربلا به خود دیده است  و آنگاه  آرزو کنیم "مکن ای صبح طلوع " "شاید  باران ببارد" .

[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 23:36 ] [ رضارحمانی کفشگری ] [ ]

مدتها بود اینچنین آرام نبودم.

می دانستم مشغله های روزمره  دوروبرم بیداد می کند  اما باز هم میزبان آرامشی عمیق بودم .

سالها بود که در اتاق شخصی خانه پدری ام ننشسته بودم و دیگر طعم آن برای خاطرم غریبه می شد.

اما امروز فرصتی دست داد و ناگهان خود را در مأمن  قدیمی ام یافتم . کمی به دنبال نشانه های گذشته جستجو کردم که صدای گله گوسفندهایی که  بعد از یک روز چرا و گشت و گذار در علفزارهای بهاری روستا در کوچه ها جولان می دادند به گوشم خورد , به همین خاطر به دنبال صداهای آشنای دیگر گشتم . اما از آنها خبری نبود .

 از داد و بیداد هم سن و سالهای گذشته من در خیابان و کوچه خبری نبود و دیگر کسی برای بازی با سوت علامت نمی داد .

از صدای غورباقه ها هم که معمولاً این فصل درشالیزارها   آواز می خواندند هم خبری نبود .

اما صدای خفیفی از آواز بلبل و گنجشکها در فضا پراکنده بود .

تازه یادم آمد که از آن روزهایی که من به دنبالشان میگردم حداقل 10 سال گذشته است و بچه های دیروز اسیر بندهای سنگین زندگی شدند و جایشان را به بچه های امروز دادند و آنها هم به دوستان دیجیتال  خود مجال بیشتری می دهند تا هم محلی هایشان ! تازه اگر هم آنها در کوچه و خیابان ولو باشند شاید اصلاً سوت زدن بلد نباشند و ترجیح دهند پیامک بدهند و یا تک بندازند !

شالیزارها هم به باغ تبدیل شدند و دیگر نسل غورباقه ها منقرض شده . صدای پرنده ها هم که کم شده تقصیر ماست چون  به جای خانه های قشنگ روستایی برجهای بلند شهرها را به روستا آوردیم تا حائل شوند و صدای گنجشکها آزار مان ندهد ! تازه گنجشکها شاخه  ای برای نشستن پیدا نمی کنند که میهمان آوازخوانی شان شویم .

مثال ما شبیه کودکی است که از سر لجبازی همه عکسهای قدیمی را پاره می کند و دور می ریزد .

خدایا به حال ما رحم کن که با خود چه می کنیم .

[ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 ] [ 22:4 ] [ رضارحمانی کفشگری ] [ ]
اولین تیغه های آفتاب خرداد با همه شکوه و زیبایی اش آمدن غروبی غم انگیز تر از همیشه را در یاد ها زنده می کند . غروبی که بهار با همه رویش و تازگی اش را به خزانی بی مثال بدل می کرد .

هنوز غبار کار زار مردان خدا فرو ننشسته بود که آه از نهاد مظلومان , دلسوختگان و پابرهنگان برخواست و با خود روح آسمانی ترین مرد هبوط کرده را به به میهمانی ملائک برد .

آری ! انتظار ملائک  و افلاکیان آمدن نیمه خرداد را هم تاب نداشت و امتی را با بهت و اندوه به بدرقه ای امام خود کشاند .

داغ فراق عزیز ترینی چون امام روح الله  التیام نمی یافت مگر با بیعتی  بی چون و تمام قامت با بهترین دوران . براستی مرهم مصیبت هجران امام (ره)جز در سایه ولایت امام خامنه ای  دست یافتنی نبود .

باشد که به مشیت الهی  همیشه ایام قدردان این ودیعه الهی که میراثی گران بها برای همه ی امت اسلامی است , باشیم . و لحظه ای از مسیر ولایت نلغزیم و حلاوت این وصال و هلاهل آن فراق را از یاد نبریم .

[ جمعه سیزدهم خرداد 1390 ] [ 23:33 ] [ رضارحمانی کفشگری ] [ ]

ديابت سياسي از نوع منافقانه 

حناي فتنه كه ديگر رنگ باخته است ، مانديم چه نامي بر حماقت عمله هاي موساد و سيا در 25 بهمن امسال بگذاريم .

22بهمن در سالروز پيروزي انقلاب اسلامي ايران سيل ميليوني ملت ايران و مصر پيروزي بر ديكتاتورها را با هم جشن گرفتند ولي پادوهاي استكبار در ايران كجا بوده اند كه با چند روز تأخير از منافقين و سلطنت طلبها و اراذل خواستند به دفاع  از مردم مصر راهپيمائي كنند . البته مردم مصر را به خيراين عده قليل اميد نبود كاش شر نمي رساندند !

احتمالاً عاليجنابان از هراس اينكه سيل مردم خداجوي و آزادي خواه در 22 بهمن آنها را نپذيرد  از فيض حضور جا ماندند !

اما چرا هر گاه ملت ايران و حتي ملتهاي مسلمان و آزاده جهان  از پيروزي و موفقيتي شيرين كام است سران فتنه گر تلاش مي كنند اگر به قدر ذره اي هم شده از اين شيريني بكاهند .

نمونه بارز آن حماسه حضور مردم در انتخابات سال 88 كه در دنيا بي نظير بود ولي اين منافقين به بهانه هاي واهي و بي اساس با ادعاي تقلب و تخلف در انتخابات سعي كردند اين شيريني را در كام مردم از بين ببرند .

اين رشته سر دراز دارد و رجال سرچشمه نفاق ، انقلاب  آزادي خواهانه مردم مصر را دنباله اغتشاشات خود ناميدند و خواستند سر سپردگي خود را به قطبهاي استكباري جهان ابراز كنند تا شايد اين بارهم مدال ديگري  از سردمداران خونخوار رژيم غاصب صهيونيستي و انگليس و آمريكا بگيرند و بر گنجينه  خفت بار اغتشاشات خود بي افزايند حتي اگر به بهاي خون جوانان بي گناه اين مرزوبوم باشد هم ملالي بر آنها نيست .

تصور مي شود ذائقه نفاق آلود فتنه گران بر اثر تكرر تناول هلاهل دوروئي و تزوير و خدعه به شهد شيرين استكبار ستيزي و آزادي خواهي واقعي  كه برآمده از آئين آسماني و رهايي بخش اسلام عزيز است حساسيت  پيدا كرده و به ديابت سياسي از نوع منافقانه  مبتلا  شده اند كه به بهبودشان هيچ اميدي نيست . صد البته كه خود بر اين امر واقفند و از همين روست كه در خود زني فريبكارانه اي بار ديگر خود را در معرض خشم انقلابي ملت مسلمان ايران  قرار داده اند شايد اين بار بتوانند گوشه اي از اشتباهات فضاحت بار خود را به دست اين مردم غيور پوشش دهند و از آن  نقاب مظلوم نمايي بسازند و از اين طريق با اين ملت انقلابي و انقلاب آزادي خواهانه  اصيل آنان  پيوندي برقرار نمايند كه به واسطه اين پيوند در تاريخ اين سرزمين كهن جايي براي خود دست و پا كنند .

 اما موج عظيم ملت ايران ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و شخصيتهاي سياسي و...  براي شفاي  عاجل اين بيماران كه بيماريشان در مرحله حادي قرار گرفته است دست به دعا شده اند و از دستگاه امنيتي و قضايي مجدانه مي خواهند هر چه زودتر تدبيري حكيمانه بر آنان بي انديشند . كه البته اين جراحي سياسي بايد با دقت توأم گردد و در شرايط مناسب  صورت گيرد كما اينكه تا كنون نيز طبق منويات رهبر معظم انقلاب چنين شده است . 

موضوع مهم ديگري كه هرگز نمي توان از كنار آن به راحتي گذشت موضع گيري چهره ها و شخصيتهايي  است كه سالها در صف حاميان  اين انقلاب اسلامي بوده اند و جزء خودي ها . شايسته بود كه آنان خيزش هاي اجتماعي آگاهانه مردم را به سوي مواضع عزت مدانه خود رهنمون باشند  اما  اين بار نيز ملت هوشمند و بيدار  ايران اسلامي گوي سبقت را از برخي خواص  ربوده و مصداق عيني از آيه 25 سوره مباركه انفال  كه مي فرمايد "واتقوا فتنة لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصه و ... " را به نمايش گذاشت و رسالت خود را همچون گذشته انجام داده اند. هر چه قدر كه از بعد زماني  با فاجعه فتنه انگيز منافقان داخلي فاصله بگيريم  نماي كامل و بهتري از مواضع مزورانه فتنه گران  دريافت خواهيم كرد اما نكوتر آنكه در غبار فتنه و آن زمان كه چكاچك شمشير حيله و نيرنگ ها هنوز به   گوش مي رسد  در سايه ولايت مكر مكاران را به خودشان بازگردانيم و جبهه خودي را از غير خودي تميز دهيم . چه بسا كه در گرد به پا خواسته از كارزار فتنه و بصيرت  آن گنجينه  و اندوخته پر بها  كه از اعتماد و اطمينان و اعتبار اين مردم براي برخي خواص جامعه  حاصل شده از كف برود و ديگر مجالي براي يافتنش نباشد !

[ چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 ] [ 17:48 ] [ رضارحمانی کفشگری ] [ ]
مسیر آموزش عالی ، از انحراف تا ضرورت

... پیشنهاد  آن  در تیر ماه سال  جاری  به امضای آقاي عزيزي معاون رئيس جمهور و آقاي عباسپور رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس رسيده است  ...

....  کسانی  که با صرف زحمت کمتر و با تکیه بر ثروت و منابع مادی ،  قدرتمندترین سلاح برای استخدام در بخشهای مختلف ( مدرک تحصیلی ) را به دست گرفته اند .

... این پیشنهاد نیز با  تعریف  قانون اساسی در  توزیع عادلانه ظرفیتهای  آموزش  عالی  و رهنمودهای حکیمانه رهبر انقلاب در سند چشم انداز بیست ساله کشور در تناقض است .

آیا .... جایگزینی اندیشه ثروت مداری بجای شایسته سالاری  ضرورت  آموزش عالی  کشور است ؟ ....


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 8:51 ] [ رضارحمانی کفشگری ] [ ]

آزدی اجتماعی ، حقوق بشر ، کشکی که در دکان هیچ بقالی در آمریکا پیدا نمی شود !

چندین سال از حادثه 11 سپتامبر  می گذرد ،  پس از وقوع این حادثه و در سایه آن  اتفاقات زیادی در جهان  رخ داده است که هریک  از آنها درخور بررسی و تجزیه و تحلیل فراوان است .

 از جمله این اتفاقات حمله به  افغانستان  برای از بین بردن تروریستهای طالبان  و بن لادن و ... بود ، البته مردم عراق هم بی نصیب نماندند و  لابد آمریکایی هاباخود گفتند که حالا که ما تا اینجا آمدیم  چرا مردم زجر کشیده عراق را  از نعمت آزادی و امنیت و آرامش ( البته از نوع آمریکایی ) برخوردار نکنیم  ، با توجه به اهمیت این مسائل پرداختن به آن را به زمان دیگری وا میگذاریم .

نهادهای امنیتی ایالات متحده در بررسی وگزارشات  خود طی سالهای اخیر نکات بسیار جالبی را مطرح نموده اند که معمولاً به افکار عمومی انعکاس داده نمی شود و یا کمتر به آن پرداخته شده است ، ازجمله آن دستگیری تعداد قابل توجهی از جاسوسان اسرائیلی بعد از حادثه 11 سپتامبر و بازداشت آنها ، آمار کشته شدگان یهودی در این حادثه ، آمار تلفات انسانی غیر آمریکایی و این نکته که ملیت قربانیان حادثه 90 کشور را شامل می شود و ...

سؤالات متعددی پیرامون این موضوع در ذهن ایجاد می شود که در ادامه به تعدادی از آن اشاره می شود :

1)     چرا در فاصله زمانی بسیار کوتاه افغانستان برای التیام  داغ بازماندگان حادثه انتخاب شد در حالی که تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد و هیچ نظر قطعی اعلام نشده است ؟

2)     حال که طالبان ، القاعده ، بن لادن  به عنوان مقصر معرفی شد چرا کل کشور افغانستان به آتش کشیده شد و سالهاست که خاک این کشور مسلمان زیر چکمه های سربازان آمریکایی و ... در جستجوی بن لادن  لگد مال می شود ؟

3)     اگر افغانستان به دلیل استقرار نیروهای طالبان و القاعده مستوجب پس دادن تقاص 11 سپتامبر   است چرا عراق از گزند نیروهای نظامی و جنگ افزارهای پیشترفته  آمریکایی زخم می خورد ؟

پرسش های بی پاسخ در این زمینه فراوان است اما پرسشی اساسی طی روزهای گذشته پیش روی مدعیان حقوق بشر قرار گرفته است و یقیناً  برای پاسخ  مهر خاموشی بر دهان این مدعیان دروغین تا ابد خواهد ماند.   

مسلمانان نزدیک به یک میلیارد و ششصد میلیون نفر از  جمعیت جهان  را تشکیل می دهند و به عبارتي تقريبا از هر چهار نفر در جهان يک نفر مسلمان است و بیش از چهار میلیون نفر مسلمان در ایالات متحده آمریکا زندگی میکنند ، سیاست مداران و دلتمردان  آمریکا باید پاسخگو باشند که چرا به بهانه حادثه  11 سپتامبر، درآن  کشور و بیخ گوش به اصطلاح مهمترین سازمانهای بین المللی و جهانی که خود را قیم و متولی حقوق بشر می نامند  ، در جنایتی وقیحانه  براحتی به مقدسات این جمعیت عظیم مسلمانان توهین میشود، کتاب آسمانی قرآن به آتش کشیده می شودوحتی رسانه ها تدارک مخابره خبر آن به سراسر جهان را می بینند و کسی از شما دم بر نمی آورد .

یقیناً آزادی  و حقوق اجتماعی مورد نظر شما همین افسارگسیختگی و خوی غیر انسانی و وحشی گری است چرا که در گذشته نیز این امر را به اثبات رسانده اید.  چندی قبل در مقابل  محاکمه زن هرزه ای که به دست عدالت سپرده شد فغان شما گوش فلک را کر کرده بود که چرا برای زنی که با دو مرد دیگر غیر از شوهر خود ارتباط جنسی ( حیوانی ) داشته است و نهایتاً  خلق درندگی  خود را با قتل شوهر خود کامل و نمایان تر نمود مجازات سنگینی تعیین نموده اید .

اگر شما در سراسر دنیا به دنبال دفاع از حقوق بشر هستید و برای حقوق اجتماعی یک نفر این همه داد و قال میکنید چرا آزادی میلیونها مسلمان را در کشور خود نادیده می گیرید و به خاطر مسئله ای که اصالت و اساس آن دچار تردید است و میلونها نفر در افغانستان و عراق و ... سالهاست تقاص این حادثه رابه ناحق پس می دهند،  اینچنین آشکار حقوق اولیه بشری را زیر پا می گذارید .

چگونه  است ، کتاب آسمانی قرآن  که سرتاسر کلمات الهی ونورانی آن  نه تنها تأمین کننده حقوق مادی و معنوی جامعه بشری بلکه مایه سعادت ابدی انسانهاست را به دست  انسان نماهای گرگ صفت و شیاطینی می سپارید که اینچنین به دندان کینه و عداوت بگیرند و بغض های فرو خورده  خود از راهیابی انسان به سعادت در سایه تعلیمات آسمانی قرآن کریم را هویدا کنند و قلب مسلمانان عالم را اینگونه در چنگال خون آلود و کثیف خود بفشارند .

باشد که  جامعه عظیم  امت اسلامی بیدار و دلتمردان غافل برخی از ممالک اسلامی  به خود آیند و در سایه وحدت همچون سیلی خروشان ددمنشی تان را به تاریخ بسپارند و دستان ابولهبی شما که امروز از آستین حقوق بشر و ایجاد امنیت برای مردم کشورتان در مقابل مسلمانان  سر برآورده است را قطع کنند تا نقلی شود در کتاب تاریخ  کودکان دبستانی سرار جهان و جهانیان بدانند که چگونه راه  سربلندی و اعتلای انسانیت به معنای واقعی را سد نموده اید .

[ دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389 ] [ 11:28 ] [ رضارحمانی کفشگری ] [ ]
...  فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

سلام به همه شما ها که ما رو قابل می دونید و موجب ایجاد انگیزه هستید. به لطف خدا تصمیم گرفتم  از این به بعد در مورد مسائل مختلف روزمره مطالبی را تقدیم کنم  و دامنه بحثمون رو کمی گسترش بدم . امیدوارم که شما هم با محبت و نظرات بسیار اثرگذار خودتون تنهامون نذارید .

[ دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389 ] [ 11:9 ] [ رضارحمانی کفشگری ] [ ]

زنهاری برای من

تجربه بالا رفتن از درخت را احتمالاً همه ما در خاطرات دوران کودکی  داشته ایم ، یا اینکه خاطره پردیدن از عرض رودخانه و هزار و یک  مثال دیگر .

به نظر من زندگی همان  تجربه های اولیه است که ابعاد جدید و تازه تری  به خود می گیرد، بارها و بارها به اشکال مختلف ما را می آزماید . نکته درخور توجه این است که معمولاً پس از  هر تجربه نتیجه ای نو و بدیع به بار می نشیند که ارزش تدبر و تفکر خواهد داشت .

ابتدا از خودم می پرسم ، تا کنون فکر کردیم که چرا بازگشت به اصل وجودمان  برای ما سخت شده است ؟

چرا هر بار که خواستیم جهشی به اوج داشته باشیم یا موفق نشدیم و یا اینکه پس از مدت کوتاهی از فرط خستگی  در نیمه راه مانده ایم ؟

چگونه است که برخی از ما با سهولت بیشتری گام برمی دارد و حتی برخی اوقات می بینیم انسانهایی را که چه راحت بال گشوده اند و سبک بال به پرواز در آمده اند .

آری سبک بال و یقیناً سبک بار !

یکی از رموز پریدن  سبک باری است . اما اگر منصفانه به خود بنگریم به وضوح می بینیم که با خود چه کرده ایم که برجا مانده ایم .

گوشه ای از دلمان را به ظواهر خوش رنگ و لعاب دنیا گره زدیم ، معاصی رنگارنگ را بر جای جای وجودمان زیور ساخته ایم ، زنجیرهایی از دلبستگیهای زمینی به خود تنیده ایم ، آنقدر پیش رفته ایم که باورمان شده است که بهترین شرایط را برای حرکت داریم و این شرایط است که در وضع نا مساعدی قرار دارد .

آیا اینک که در آستانه ورود به ماه میهمانی خدا قرار گرفته ایم بهتر نیست دست به سر روی خود بکشیم ، شاید کمی از این بار سنگین خود بکاهیم و سبک تر به این ضیافت وارد شویم .

همه اینکه از ذهنم گذشت زنهاری برای من بود وشما را به سرای تکاپوی من راهی نیست .

[ سه شنبه نوزدهم مرداد 1389 ] [ 9:1 ] [ رضارحمانی کفشگری ] [ ]

... و خداوند باران رحمت و نعمتش را فزونی بخشید و اقیانوس بیکرانی از نجابت و کرامت و پاکی را به زمینیان هدیه کرد و بر او نام کوثر نهاد .

در سالهای نه چندان دور از انعکاس نور حق بر کوثر ولایت ، روح الله متجلی شد .

اما نوید که جرعه ای ازاین چشمه لایزال ، هر دو سرا را بس ...

[ پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 ] [ 7:49 ] [ رضارحمانی کفشگری ] [ ]

روزهاست جمله ای کوتاه در خیال من پر می کشد و گاهی مرا با خود به چشیدن لذت پرواز نزدیک می کند  اما چه کنم که از سر عجز  بر زمین می مانم و حسرت پریدن بردلم میماند .

بارها دست به قلم برده ام تا براین جمله کوتاه  شرحی بنویسم  ولی نشد ، نتوانستم ، شرم مانع شد.

هر بار که خواستم آن را با کسی بازگو کنم ، دلم رضا نمیداد با خودم میگفتم بگذار وقتی دیگر.

باز هم روز موعود فرا می رسید ، به اشتیاق آنکه شاید اینبار بتوانم، می رفتم و یکبار دیگر آن جمله را می خواندم اما،شرمساری ام بیشتر ،کلامم نارساتر ، قلمم کندتر،  بر میگشتم .

دگیر رمقی برای پنهان کردن ندارم  ، می خواهم راحتتر بگویم  ، برسرمزارشهیدی رفته بودم ، حکاکی کمرنگ روی سنگ قبر توجهم راجلب کرد . نوشته شده بود "من راهم را انتخاب کردم و ... " دوباره خواندم  ، بارها و بارها ... ، قدم زنان سراغ دیگر همرزمان آن شهید که دوش به دوش با لبخندی معنا دار از قاب  عکسهای قدیمی به من نگاه می کردند  رفتم  ، پیام همین بود " من راهم را با اطمینان انتخاب کردم  ... من به راهی رفتم که ... "

هنوز برایم گنگ  است که این همه اطمینان ویقین  از کجا سرچشمه گرفته است و در وجود نوجوانی 16 یا 17 ساله  جریان یافته است ، نمیدانم  چگونه یک پدر بجای صورت فرزندش قنداقه اش را بوسید و براه خود رفت ؟ راهی که ما در حسرت اولین گام در آن مانده ایم و می سوزیم .

[ جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 ] [ 13:7 ] [ رضارحمانی کفشگری ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

ما زاویه ای تازه به دور دست را کنکاش خواهیم کرد .
لینک های مفید